خير دنيا و آخرت با دانش است و شرّ دنيا و آخرت با نادانى.                                                            طلب دانش بر هر مسلمانى واجب است. خداوند جويندگان دانش را دوست دارد.                                                          فضاى هر ظرفى در اثر محتواى خود تنگ‏تر مى‏شود مگر ظرف دانش كه با تحصيل علوم، فضاى آن بازتر مى‏گردد.                                                           زكات دانش، آموزش به كسانى كه شايسته آن‏اند و كوشش در عمل به آن است.                                                            بهترين علم آن است كه مفيد باشد.                                                            هر كس براى خدا دانش بياموزد و به آن عمل كند و به ديگران آموزش دهد، در ملكوت آسمانها به بزرگى ياد شود.                                                            و گويند: براى خدا آموخت و براى خدا عمل كرد و براى خدا آموزش داد.                                                           به راستى كه دانش، مايه حيات دل‏ها، روشن كننده ديدگان كور و نيروبخش بدن‏هاى ناتوان است.                                                                  از حقيقت ايمان اين است كه حق را بر باطل مقدم دارى، هر چند حق به ضرر تو و باطل به نفع تو باشد و نيز از حقيقت ايمان آن است كه گفتار تو از دانشت بيشتر نباشد.                                                                            آگاه باشيد كه دانش آينده، اخبار گذشته و درمان دردهايتان و نظم ميان شما در قرآن است.                                                                   انسان بلند مرتبه چون به فهم و دانايى رسد، متواضع مى شود.                                                                      علم گنج بزرگی است که با خرج کردن تمام نمی شود.                                                                      علم میراث گرانبهائی است و ادب لباس فاخر و زینتی است و فکر آئینه ای است صاف.

رئیس مجلس شورای اسلامی گفت: انتشار مجموعه «فرهنگ نگارش» توسط کانون نویسندگان قم کار ارزشمندی است.

photo 2018-04-07 13-02-03

دکترعلی لاریجانی در دیدار نوروزی مسئولان و اساتید کانون نویسندگان قم با ایشان گفت: انتشار مجموعۀ «فرهنگ نگارش» کار ارزشمند و قابل تقدیری است.
در ابتدای این دیدار، رئیس کانون نویسندگان قم ضمن بیان گزارشی از فعالیت های کانون نویسندگان قم، گفت: ارائه درس‌ها و تخصص‌های مورد نیاز جامعه و مطابق با ذائقه مخاطبان یکی از ویژگی‌های دوره‌های آموزشی کانون است
حجت الاسلام والمسلمین علی بنایی افزود: کانون نویسندگان قم تاکنون بیست و شش دوره کلاس‌های آموزشی برگزار کرده که چند هزار نفر از برادران و خواهران در این کلاس‌ها شرکت کرده‌اند. بسیاری از آموزش دیدگان این دوره‌ها در مراکز پژوهشی و رسانه‌های استانی و ملی و در حوزه‌های مربوط به قلم و هنر جذب شده‌اند.
رئیس موسسه آموزش عالی طلوع مهر قم، برگزاری کارگاه‌های مهارتی را نیز یکی دیگر از ویژگی‌های دوره‌های کانون برشمرد و گفت: هنرجویان پس از گذراندن دوره های مقدماتی، وارد کارگاه عملی شده و آموخته‌های خود را به نقد و بررسی دیگران می‌سپارند؛ زیرا چنین کاری موجب تقویت بنیه علمی و کاربردی شدن دانش کسب شده می‌شود.
بنایی به برگزاری نشست‌های ادبی توسط کانون  اشاره کرد و گفت: نشست ادبی «شبی با اهل قلم» از فعالیت‌های جدید کانون است که تاکنون چند جلسه برگزار شده و پنج‌شنبۀ اول هر ماه  این نشست‌ها ادامه خواهد داشت.
بنایی افزود از دیگر فعالیت‌های کانون نویسندگان قم، ترجمۀ فارسی کتاب «ولایت فقیه» آیت‌الله مومن در سه جلد است که مراحل انتشار آن به پایان رسیده است و به‌زودی از آن رونمایی خواهد شد.
هادی ربانی عضو هیئت مدیرۀ کانون  نیز در این جلسه گفت: تا کنون شش جلد از مجموعۀ «فرهنگ نگارش» منتشر شده است و این مجموعه به دوازده جلد خواهد رسید.
وی افزود: هدف از انتشار این مجموعه، هویت بخشی به ادبیات دینی بوده است و برخی از این آثار به عنوان کتاب درسی مورد استفاده قرار گرفته است.
گفتنی است که مجموعه فرهنگ نگارش در شش جلد کتاب با عناوین:«آئین قلم»،«ازکلمه تا کتاب»،«اخلاق نگارش»،«با اهل قلم»،«نوشتن درجزایر پراکنده» و«پژوهش و نگارش» به چاپ رسیده است.97/1/15
https://telegram.me/kanoonnevisandeganqom
photo 2018-04-07 13-02-21
photo 2018-04-07 13-02-30

جدول برنامه کلاسهای دوره بیست و ششم کانون (بهمن ماه 96)

Image0000111

شهدادی: مشکل اصلی نویسندگان نبود معنا و فکر در زندگی است

شبی با اهل قلم
شهدادی: مشکل اصلی نویسندگان نبود معنا و فکر در زندگی است
سمیرا روشنایی
قم - خبرنگار همشهری
نشست شبی با اهل قلم میزبان «احمد شهدادی» بود. این نویسنده و غزل‌سرا که در حوزه فلسفه و ادبیات آثار قلمی دارد در جمع نویسندگان قمی در موسسه طلوع مهر حاضر شد و از اتفاق‌هایی سخن گفت که باید در درون یک نویسنده ایجاد شود تا نوشته‌اش خوب باشد.
شهدادی در این نشست، نوشتن را یک محصول و میوه دانست و گفت: میوه ریشه در خاک دارد، بنابراین هیچ وقت نباید به نوشتن به عنوان یک صورت نگاه شود.
وی افزود: اگر باغبانی به میوه‌های کال، تازه یا خوشرنگ باغش نگاه می‌کند اول از میوه‌ها خبر نمی‌گیرد بلکه اول از ریشه‌ها خبر می‌گیرد. حتما اتفاقی در ریشه افتاده که میوه‌ها جذاب و درخشان یا مبتلا به تباهی هستند.
این نویسنده با بیان این که نوشتن فرایند فکرکردن است، تاکید کرد: آدمی که فکر می‌کند، می‌نویسد. انسانی که فکر نمی‌کند تقلید می‌کند و فقط حرف دیگران را قرقره می‌کند.
وی فرایند فکرکردن را نوعی جستجو در ریشه‌ها توصیف کرد و گفت: انسانی که با یک حرف زندگی می‌کند و فرایند فکرکردن را طی می‌کند محتاج نوشتن است وگرنه انسانی که فکر نمی‌کند محتاج نوشتن نیست.
رمز و راز نویسندگی موفق
چه اتفاقی باید در درون بیفتد که نویسندگان نوشته خوب داشته باشند؟ این سئوال مبنای سخنان شهدادی شد که از چالش اساسی در حوزه نویسندگی و فسلفه نوشتن صحبت کند.
وی با بیان این که اگر نویسنده به صورت توجه کند از سیرت و معنا باز می‌ماند، اظهار کرد: اگر باور کنیم که مبنای نوشتن فکرکردن است، باید معتقد باشیم که نحوه هستی ما در جهان و انسان بودن و زیست ما در جهان است که زبان خاصی را به ما می‌بخشد و ما آن زبان را برای بیان نحوه بودن در جهان انتخاب می‌کنیم.
وی افزود: اگر کسی نحوه بودن خاصی در جهان نداشته باشد حتما نوشته خاصی هم نخواهد داشت. نوشتن این فرد تقلیدی و تکراری خواهد بود. اگر بودن کسی در عالم، منحصر به فرد شد، نوشته‌اش هم منحصر به فرد خواهد شد.
شهدادی این طرز فکر که نوشتن یک امری در حوزه ادبیات است را اشتباه دانست و تاکید کرد: نوشتن در درجه اول مربوطه به حوزه فلسفه است. از افلاطون که دو هزار و 500 سال پیش زیست می‌کرد تا تاریخ معاصر حرف‌های زیادی درباره انواع و شیوه نوشتن وجود دارد.
وی گفت: اگر نویسندگان در جهان زیست خاصی نداشته باشند و زیست آن‌ها توده‌وار باشد، به مثابه یک انسان فکر نمی‌کنند و در جهان بودگی ندارند بنابراین نیازی هم به نوشتن نخواهند داشت.
این نویسنده با بیان این که نوشتن گاهی صورت است، اظهار کرد: اگر در مدارج تحصیلی دانشگاهی آکادمیک وارد شوید از شما می‌خواهند مقاله یا پایان نامه‌ای برای رفع تکلیف انجام دهید. متاسفانه اولین نوشته‌های ما در عالم فکر مبتنی بر نوعی تقلید و تکرار و اعمال نظر کلیشه‌های از پیش تعیین شده است که اگر از آن کلیشه‌ها تخطی کنیم مردود می‌شویم.
وی گفت: برخی‌ها در مرحله بالاتر، نوشتن را در تکرار و تقلید می‌بینند اما این نویسنده‌ها در جهان بودگی خاصی و زیست انسانی ندارند. زیست انسانی به نحوه تفکر در عالم منحصر است. اگر کسی متفاوت از سایر بودها و اشیاء و هست‌ها در جهان فکر کرد این بیان خاصی برای ابراز متفاوت شدنش می‌طلبد؛ آن بیان گاهی شعر است، گاهی رمان، گاهی سناریو و فیلم نامه و گاهی علوم انسانی و اسلامی.
شهدادی معتقد است که اگر فرایند فکرکردن از درون هستی کسی بجوشد قالب نگارش را خودش پیدا می‌کند.
به گفته این شاعر، انبوهی از نوشته‌ها وجود دارد که مفید نیست برای این که این نوشته‌ها حرف تازه ندارند.
مشکل اصلی نویسندگان
وی با بیان این که مساله حقیقی در معنا و باطن است که باید کشف شود، اظهار کرد: مشکل نویسندگان امروز تسط نداشتن بر مهارت‌های نوشتاری و یا اعلام دستوری نیست و نباید در پی دستور زبان و علائم نگارشی برویم بلکه اول باید به نبود معنا در زندگی انسانی و حرفه‌ای خود توجه کنیم.
وی فهم در انسان را نوعی مواجهه انسانی با پدیدارهای انسانی دانست و اظهار کرد: زمانی که اولین شعرم را در نوجوانی می‌گفتم اصلا نمی‌دانستم ساغر و می و ساقی چیست.
شهدادی افزود: برخی‌ها زیاد کتاب خریداری می‌کنند اما از عالم کتاب چیزی نمی‌دانند. این افراد نظام داراشدن را فهمیدند. فکر می‌کنند اگر کتاب‌هایشان را خوب بچینند خیلی انسان متمدنی هستند. نمی‌دانند که باید با این کتاب‌ها زندگی کرد.
دنبال نظام تحول باشید
شهدادی به نویسندگان توصیه کرد که اگر بخواهند نویسنده خوبی بشوند دنبال نظام تحول باشند.
وی گفت: در نوشتن باید سازش کاری را کنار بگذاریم. این درست نیست که همان جور که معلمان، همسایه‌ها و جامعه می‌گویند فکر کنیم. این سازش با جهان و کنارآمدن با محیط نوعی روحیه سازشکاری به انسان می‌دهد. اگر با این مساله مبارزه کنید موفقیت حاصل می‌شود.
وی مبارزه با موفقیت‌های مادی شامل پول، مدرک، شهرت و... را در موفقیت نویسندگان مهم دانست و تاکید کرد: هر کسی دنبال موفقیت‌های مادی برود زمین می‌خورد. باید با موفقیت‌های مادی جنگید. انسانی که نوع خاصی از معنا را دارد و می‌خواهد دردها را درمان کند دیگر به فکر خودش نیست.
شهدادی، شجاعت و خلاقیت را از لوازم نویسندگی دانست و خطاب به نویسندگان افزود: سعی کنید در نوشتن با نظریه‌ها کار کنید و در رشته‌ای که عاشقش هستید کار کنید. در جست‌وجوی معنای خودتان باشید.
وی با بیان این که نوشتن پایه ارتباط است، اظهار کرد: نوشتن بیش از آن که در حوزه ادبیات باشد، در حوزه تفکر، روان‌شناسی تفکر و فلسفه تفکر است.
این نویسنده با بیان این که اگر نوشتن می‌خواهد جدی ترین کار یک انسان باشد آن نویسنده باید دنبال معنا باشد، گفت: اگر غیر از این باشد نوشتن مثل سنگ است که بی‌جهت آن را تا مسیری حمل می‌کنید. ولی اگر بدانید که با نوشتن به شکوفایی می‌رسید تا آخر حیات آن را رها نخواهید کرد.

در نشست شبی با اهل قلم مطرح شد: تکلف و تصنع آفت نثر گذشته است

Image00004
✅ استاد محمد اسفندیاری گفت:
✅تکلف و تصنع آفت نثر گذشته است

محمد اسفندیاری با بیان اینکه: یکی از ویژگی‌های نثر خوب ساده نویسی و روان خوانی است گفت: یکی از آفت های نثر درگذشته ادبیات ما تکلف و تصنع بود که خواندن نثر را برای خوانندگان مشکل می ساخت.
این نویسنده و پژوهشگر که در جلسه شبی با اهل قلم که با حضور نویسندگان و صاحبان قلم در کانون نویسندگان قم برگزار شد با اشاره به اینکه: آسان نویسی مشکل است تصریح کرد: اینکه یک نویسنده به گونه ای به کاربرد واژگان تسلط داشته باشد که بتواند متنی روان بنویسد آسان نیست ولی در مشکل نویسی استفاده از کاربرد واژگان غریب و جا به جایی اجزای جمله نوشته از روانی خارج ‌می شود و تبدیل به نوشته ای مشکل می‌شود.
وی اظهار داشت: بعد از مشروطه افرادی مانند آخوند زاده و سید محمد علی جمالزاده نهایت تلاش خود را به کاربردند تا نثر ما به سمت سادگی و روان خوانی پیش ببرند.
Image00008
این استاد دانشگاه یکی از مشکلات نویسندگی را اطناب عنوان کرد و افزود در اطناب با همان فراز نویسی مقصود نویسنده در لا به لای کلمات و واژه کم می شود و متن خواب آور و ملال آور می شود که نویسندگان نباید نوشته‌هایشان به این سمت برود.
اسفندیاری ایجاز در نوشته را مهم داشت و گفت:  ایجاز مخل و اطناب ممل دو نوع ایجازی هستند که در گذشته کاربرد داشته‌اند و باعث اذیت مخاطبان می شود. متاسفانه گذشتگان ایجاز مخل خود افتخار می کردند؛ در حالی که ایجاز مخل نیاز به تفسیر دارد و این درست نیست.
وی با اشاره به هر دو آثار نوشته خود با عنوان بعد اجتماعی اسلام و جمود و خمود تصریح کرد این دو کتاب را بیست و پنج سال پیش نوشته و کار شد وقتی خواستم تجدید چاپ کنم به جای نوشتن کتاب، دراز نویسی را حذف کردم و هر کدام از کتاب ها را به یک مقاله سی صفحه ای تبدیل کردم.
این استاد دانشگاه سطحی بودن و اطناب را از آفات نثر های امروزی دانست و افزود: اولین حسن نوشته، ساده نویسی سهل و تناوب است که با سطحی نویسی خیلی تفاوت دارد؛ چراکه در سطحی نویسی جذابیت و زیبایی وجود ندارد و همچنین مبهم نویسی نیز عیب محسوب می شود که از ایجازهای ممل است.
اسفندیاری یکی از ویژگی‌های عصر امروز را انفجار اطلاعات عنوان کرد و گفت: مردم در این زمان کتاب نمی خوانند بلکه قرص کتاب را می خواهند. بنابراین به جای خواندن قصیده غزل می خوانند. دیگر کسی طالب مثنوی بحر طویل نیست.
وی با اشاره به استقبال جهانی از سبک های شعر هایکو تصریح کرد علت گرایش به این سبک شعری این است که شاعر با یک مصرع حرف می‌زند درست مثل زمانی که می خواهیم از نور آفتاب به شکل نافذتری استفاد کنیم ذره بین به کار می بریم تا نور را متمرکز کنیم.

این استاد دانشگاه یکی از جذابیت های خواجه عبدالله انصاری را ایجاز کلام دانست و اظهار داشت این مناجات نامه به علت این که موجز و در عین حال ساده و روان نوشته شده است مورد توجه همگان قرار گرفته است.
وی رعایت هندسه نوشته و یا استراکچر کتاب را مهم دانست و افزود در مباحثی که قرار است در کتاب به آن پرداخته شود توازن برقرار باشد و یا به نوعی مدیریت علمی مطالب رعایت شود؛ چرا که دیده شده است که نویسنده در بخش فلسفه تخصص دارد بعد فلسفی کتاب را پر رنگ می کند و از کار دیگر مباحث به صورت سطحی می گذرد. این کار به اثر نویسنده آسیب می زند.
این نویسنده یکی از نوشته های خوب در زمینه رعایت هندسه و توازن علمی مطالب را تفسیر المیزان علامه طباطبایی برشمرد و گفت: تفسیر المیزان یکی از بهترین تفاسیر قرآن است که علامه با دقت در همه موضوعات توازن برقرار کرده است. به همین علت با استقبال خوبی رو به رو شده است و همچنین امثال الحکم علامه دهخدا از این دست آثار مورد توجه است.
اسفندیاری یکی از نمونه کتاب هایی که فاقد هندسه نوشتاری است کتاب حیات حیوان کبری عنوان کرد و گفت در این کتاب که در باب حیوان نوشته شده است نویسنده در بخشی از آن به تاریخ صدر اسلام پرداخته که بسیار عالی است و حوزویان با این کتاب آشنا هستند ولی استراکچر و هندسه مطالب رعایت نشده است.
این استاد نویسندگی دو شرط لازم برای نویسنده شدن را نظم و پشتکار دانست و گفت: معتقد هستم که باید نبوغ را از دایره واژگان حذف کرد؛ چرا که تمام نویسندگان بزرگ با نظم و پشتکار توانستند آثار ماندگار خلق کنند.
اسفندیاری بیان داشت بعضی از نویسندگان به فکر این هستند که فقط کتاب را بنویسند و به بازار ارائه کنند؛ در حالی که آثار خوب و ماندگار مانند روح القوانین نوشتنش بیست سال به طول انجامید و همین کتاب دنیا را تغییر داد.
وی به کتاب دون کیشوت سروانتز، شاهنامه فردوس، رمان مادام بواری، گوستاو فلوبر و امر به معروف و نهی از منکر مایکل کوک اشاره کرد و گفت همه این کتاب ها از شش تا بیست سال نوشتن آنها طول کشید ولی آثاری ماندگار شدند.
Image00018
این استاد دانشگاه افزود کتاب الحاوی الکبیر زکریای رازی، نقد ادبی زرین کوب فابست گوته از جمله آثاری
است که نوشتن آنها زمانی طولانی برده است. وی با بیان اینکه بازنویسی بهتر از زیاد نویسی است اظهار داشت پیر مرد و دریا اثر ارنست همینگوی جامعه باز و دشمنان آن و فقر تاریخی گری پوپر و کتاب جمهور ارسطو از جمله آثاری هستند که توسط نویسندگانشان بارها باز نویسی شد تا اثری ماندگار شد.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه در زمینه آیین نگارش دویست عنوان کتاب نوشته شده است، تنها بیست کتاب از آنها قابل استناد است. همچنین سه کتاب نگارش و ویرایش احمد سمیعی گیلانی، غلط ننویسیم ابوالحسن نجفی و راهنمای آماده ساختن کتاب میر شمس الدین ادیب سلطانی از بهترین کتاب هایی است که در این زمینه وجود دارد.
خاطر نشان می شود که جلسه شبی با اهل قلم پنجشنبه اول هر ماه در کانون نویسندگان قم همراه با پرسش و پاسخ برگزار می شود.
Image00015
https://telegram.me/kanoonnevisandeganqom

کانون نویسندگان قم نشست«شبی با اهل قلم» را برگزار می‌کند


ربانی عضو هیأت مدیره کانون نویسندگان قم:

کانون نویسندگان قم نشست«شبی با اهل قلم» را برگزار می‌کند

19 دی: کانون نویسندگان قم نخستین نشست «شبی با اهل قلم: تجربه‌های نویسندگی» را برگزار می‌کند.

کانون نویسندگان قم همزمان با برگزاری بیست و پنجمین دوره کلاس‌های آموزشی خود نشست‌های شبی با اهل قلم را در پنجشنبه اول هر ماه با حضور اساتید با تجربه برگزار می‌کند.

عضو هیأت مدیره کانون نویسندگان قم هدف از برگزاری این نشست‌ها را انتقال تجربیات اساتید با تجربه و ارتقای دانش نویسندگان و نوقلمان و هنرجویان برشمرد و افزود: علاقه مندان در این نشست‌ها از تجربیات نویسندگان دیگر استفاده می‌کنند. همچنین با طرح سؤالات خود در حضور این اساتید، می‌توانند از پیشکسوتان این عرصه بهره ببرند.

هادی ربانی گفت: در اولین نشست شبی با اهل قلم، استاد محمد اسفندیاری در فضایی صمیمی با حضور علاقه‌مندان به طرح تجربه‌های قلمی و پژوهشی خود خواهد پرداخت. این سلسله نشست‌ها به صورت ماهانه با حضور اساتید برجسته دیگر ادامه خواهد داشت.

وی افزود: در بیست و پنجمین دوره کلاس‌های آموزشی، کلاس‌های، نویسندگی، یاداشت نویسی، ویرایش، داستان‌نویسی، فیلمنامه‌نویسی، گزارش نویسی، حافظ‌خوانی و خوشنویسی در دوره‌های مقدماتی و پیشرفته در حال برگزاری است.

ربانی ارائه درس‌ها و تخصص‌های مورد نیاز جامعه و مطابق با ذائقه مخاطبان را یکی از ویژگی‌های دوره‌های آموزشی کانون برشمرد و افزود: تاکنون کانون نویسندگان قم بیست و چهار دوره کلاس‌های آموزشی برگزار کرده که چند هزار نفر از برادران و خواهران در این کلاس‌ها شرکت کرده‌اند. بسیاری از آموزش دیدگان این دوره‌ها در مراکز پژوهشی و رسانه‌های استانی و ملی و در حوزه‌های مربوط به قلم و هنر جذب شده‌اند.

وی برگزاری کارگاه‌های مهارتی را نیز یکی دیگر از ویژگی‌های دوره‌های کانون برشمرد و گفت: هنرجویان پس از گذراندن دوره، وارد کارگاه عملی شده و آموخته‌های خود را به نقد و بررسی دیگران می‌سپارند؛ زیرا چنین کاری موجب تقویت بنیه علمی و کاربردی شدن دانش کسب شده می‌شود .

هادی ربانی افزود کانال تلگرام کانون نیز به صورت مدرسه مجازی ادبیات و هنر فعالیت می‌کند. در این کانال، مطالبی که برای علاقه مندان به ادبیات و هنر مفید باشد، در اختیارشان قرار می‌گیرد. همچنین در این کانال فرصتی برای همدلی و همراهی بیشتر استادان و هنرجویان فراهم شده است.

لازم به ذکر است اولین نشست شبی با اهل قلم، روز پنجشنبه دوم آذر ماه 96 در مؤسسه آموزش عالی طلوع مهر واقع در انتهای خیابان دورشهر، نبش میدان رسالت برگزار و حضور همه علاقه مندان در این نشست بلامانع است.

جدول برنامه کلاسهای دوره بیست و بنجم کانون(مهرماه 96)

jpg.3333

ثبت نام بیست و پنجمین دوره کلاس‌های آموزشی کانون نویسندگان قم از 25 شهریور 96 آغاز می‌شود.


کانون نویسندگان قم بیست و پنجمین دوره کلاس‌های آموزشی خود را همزمان با آغاز  سال تحصیلی برگزار می‌کند.
عضو هیأت مدیره کانون نویسندگان قم اظهار داشت: در این دوره، کلاس‌های ، نویسندگی، یاداشت نویسی، ویرایش، داستان‌نویسی، فیلمنامه‌نویسی، گزارش نویسی، حافظ‌خوانی و خوشنویسی در دوره‌های مقدماتی و پیشرفته برگزار می‌شود.
ایشان با اشاره به این‌که این کلاس‌ها برای برادران و خواهران برگزار می‌شود، اظهار داشت: در پایان دوره به هنرجویانی که بتوانند دوره‌ها را با موفقیت طی کنند، گواهی نامه معتبر اعطا می‌شود.
ربانی گفت: در این دوره استاد عبدالرحیم موگهی، استاد علی اصغر کاویانی، استاد امیر لنگرودی، استاد مهدی داود‌آبادی، استاد مجتبی سلطانی، استاد محمد قاضی، استاد حسن طاهری و استاد مصطفی پورنجاتی به تدریس خواهند پرداخت .
هادی ربانی ارائه درس‌ها و تخصص‌های مورد نیاز جامعه و مطابق با ذائقه مخاطبان را یکی از ویژگی‌های دوره‌های آموزشی کانون برشمرد و افزود: تاکنون کانون نویسندگان قم  بیست و چهار دوره کلاس‌های آموزشی برگزار کرده که بیش از هزار نفر از برادران و خواهران در این کلاس ها شرکت کردهاند.بسیاری از آموزش دیدگان این دوره‌ها در مراکز پژوهشی و رسانه‌های استانی و ملی و در حوزه‌های مربوط به قلم و هنر جذب شدهاند.
ربانی با اشاره به برگزاری کلاس‌هایی در دوره تابستان کانون برای دانش آموزان افزود: در این دوره که برای اولین بار توسط کانون برگزار شده استعدادهای خوبی شناسایی شد و مشخص شد که برگزاری دوره برای این گروه در قم زمینه خوبی  دارد و انشاالله در آینده برای این سنین برنامه های مخصوص آنها خواهیم داشت.  
وی برگزاری کارگاههای مهارتی را نیز یکی دیگر از ویژگی‌های دوره‌های کانون برشمرد و گفت: هنرجویان پس از گذراندن دوره، وارد کارگاه عملی شده و آموخته‌های خود را به نقد و بررسی دیگران میسپارند؛ زیرا چنین کاری موجب تقویت بنیه علمی و کاربردی شدن دانش کسب شده می‌شود .
ایشان با اشاره به نیاز ارتباط هنرجویان با اساتید و صاحب نظران افزود: برای برقراری این ارتباط، انجمن فیلمنامه نویسی و داستان نویسی تشکیل شده که هنرجویان می‌توانند در این انجمن‌ها حضور یابند. همچنین بنا داریم برای دیگر رشته‌ها نیز نشست های مستمر برگزار کنیم تا ارتباط میان هنرجویان با اساتید برقرار باشد.
وی گفت تصمیم داریم برای افتتاحیه کلاس‌های این دوره از یکی از اساتید با تجربه دعوت کنیم تا هنرجویان از تجربیات ایشان نیز استفاده نمایند.
لازم به ذکر است ثبت نام از 25 شهریور 1396 هر روز از ساعت 10 تا 12 در دفتر کانون واقع در انتهای خیابان دورشهر، نبش میدان رسالت، موسسه آموزش عالی طلوع مهر انجام می‌گیرد. اطلاعات کامل کلاس‌ها در وب سایت و کانال کانون آمده است.

تلفن: 37831421
 
نشانی کانون در تلگرام:https://telegram.me/kanoonnevisandeganqom
روابط عمومی کانون نویسندگان قم

ثبت نام بیست و چهارمین دوره کلاس‌های آموزشی کانون نویسندگان قم آغاز شد


کانون نویسندگان قم بیست و چهارمین دوره کلاس‌های آموزشی خود را هم‌زمان با نیم‌سال دوم سال تحصیلی برگزار می‌کند.
عضو هیأت مدیره کانون نویسندگان قم اظهار داشت: در این دوره، کلاس‌های روش تحقیق، پایان‌نامه نویسی، نویسندگی، یاداشت‌نویسی، ویرایش،روزنامه نگاری و خبرنگاری، داستان‌نویسی، فیلمنامه‌نویسی، مثنوی‌خوانی، حافظ‌خوانی و شاهنامه‌خوانی در دوره‌های مقدماتی و پیشرفته برگزار می‌شود. علاقه‌مندان به دوره مثنوی‌خوانی، حافظ‌خوانی و شاهنامه خوانی می‌توانند به صورت رایگان در این دوره‌ها حضور یابند.
ایشان با اشاره به این‌که این کلاس‌ها برای برادران و خواهران برگزار می‌شود، اظهار داشت: در پایان دوره به هنرجویانی که بتوانند دوره‌ها را با موفقیت طی کنند، گواهی نامه معتبر اعطا می‌شود.
ربانی گفت: در این دوره دکتر آتشین صدف، استاد رضا بابایی،استاد مرتضی داستانی، استاد محمد قاضی، استاد عبدالرحیم موگهی، استاد علی اصغر کاویانی، استاد امیر لنگرودی، استاد داود‌آبادی، استاد حسن طاهری و استاد مصطفی پورنجاتی به تدریس خواهند پرداخت .
هادی ربانی ارائه درس‌ها و تخصص‌های مورد نیاز جامعه و مطابق با ذائقه مخاطبان را یکی از ویژگی‌های دوره‌های آموزشی کانون برشمرد و افزود: تاکنون کانون نویسندگان قم  بیست و سه دوره کلاس‌های آموزشی برگزار کرده که چند هزار نفر از برادران و خواهران در این کلاس‌ها شرکت کرده‌اند. بسیاری از آموزش دیدگان این دوره‌ها در مراکز پژوهشی و رسانه‌های استانی و ملی و در حوزه‌های مربوط به قلم و هنر جذب شده‌اند.
وی برگزاری کارگاه‌های مهارتی را نیز یکی دیگر از ویژگی‌های دوره‌های کانون برشمرد و گفت: هنرجویان پس از گذراندن دوره، وارد کارگاه عملی شده و آموخته‌های خود را به نقد و بررسی دیگران می‌سپارند؛ زیرا چنین کاری موجب تقویت بنیه علمی و کاربردی شدن دانش کسب شده می‌شود .
لازم به ذکر زمان ثبت نام تا بیست و هشت بهمن 95 از طریق سایت و هر روز از ساعت 10 تا 13  حضوری در دفتر کانون واقع در انتهای خیابان دورشهر، نبش میدان رسالت، موسسه آموزش عالی طلوع مهر/ تلفن: 37831421 / و در پردیسان واقع در بلوار دانشگاه ، بلوار شهروند شمالی ، موسسه آموزش عالی طلوع مهر  انجام می شود. اطلاعات کامل کلاسها در  وب سایت کانون به آدرس :www.qomqalam.ir  و کانال کانون قابل استفاد است.

روابط عمومی کانون نویسندگان قم
https://telegram.me/kanoonnevisandeganqomکانال

و خاصیت عشق این است

Image00001
و خاصیت عشق این است

جلسه هشتم شرح مثنوی این هفته با اشاره به این نکته آغاز شد که در متون ادبی و عرفانی ما از عشق، به عنوان «منجی» یاد شده است. هم پیشینیان و هم شاعران معاصر، عشق را «نجات‌بخش» خوانده‌اند؛ تفاوت در این است که درد انسان قدیم، جدایی و بریدگی بود و رنج انسان معاصر، تنهایی است. انسان قدیم، می‌خواست درد جدایی را با عشق درمان ‌کند و انسان جدید، از بیم تنهایی به عشق پناه می‌برد. در هر صورت، عشق همان دست توانایی است که می‌تواند انسان را از غرقاب جدایی یا تنهایی نجات دهد.
استاد رضا بابایی، در توضیح تفاوت‌های انسان قدیم و جدید گفت: انسانِ متعلق به سنت، در جهانی رازآلود زندگی می‌کرد و دست خدا را در هر اتفاقی و در هر پدیده‌ای می‌دید. رازآلودگی جهان در حجم و گسترۀ دخالت‌های مستقیم خدا در همۀ رویدادهای طبیعی، انسانی و حتی اجتماعی بود.
وی افزود: انسان سنت می‌کوشید که هر چه زودتر از جهان معلول‌ها به ساحت علت قریب و مستقیم همۀ هستی‌ها راه یابد. همچنین می‌کوشید که این فاصله را کمتر کند، ولی چون می‌دانست که هیچ‌گاه این فاصله به‌کمال برداشته نمی‌شود، همواره احساس جدایی می‌کرد. او خود را تنها نمی‌دید و اگر از «هجران» می‌نالید یا هوای نیستان داشت، برای نزدیک‌تر شدن به محبوب ازلی بود؛ محبوبی که همواره سایۀ او را بر سر خود می‌دید و از این رو احساس تنهایی نمی‌کرد؛ اگرچه می‌کوشید فاصله را کمتر کند.
به گفتۀ بابایی: اگر سهراب سپهری را یکی از سخنگویان انسان جدید بدانیم، باید بگوییم که این فیل، هندوستان وصل را در خواب نمی‌بیند و هوس نیستان در سر ندارد؛ بلکه می‌کوشد تا نسبت خود را با شهر هیچستان بداند و حجم تنهایی‌اش را اندازه‌گیری کند.
در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم.
بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است.
و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیش‌بینی نمی‌کرد.
و خاصیت عشق این است.
به مناسبت ابیات این هفته، بابایی گفت: مولوی تقلید را زیستن در جهان بی‌وزنی می‌دانست؛ جهانی که در آن کلمات و حقایق، وزن خود را از دست داده‌اند. تقلید، کلمات را بی ‌وزن و ‌خاصیت می‌کند. مقلد، کلمات را در معانی آنها به کار می‌برد؛ اما از آتش‌ آنها نمی‌سوزد و نمی‌داند آنچه در دهان می‌چرخاند، چه اندازه بزرگ و کوه‌شکاف است.
مولوی در داستان «روستایی گاو در آخُر ببست» به ما هشدار می‌دهد که ما در تاریکی توهمات خویش، شیر را گاو می‌بینیم و اقیانوس را حوضچه‌ای در خور خانۀ خویش:
این چنین گستاخ از آن می‌خاردم
کو در این شب گاو می‌پنداردم
بنابراین تفاوت محقق و مقلد در دانش آن دو نیست، در توجه وجودی آنها به مدلول کلمات است.
وی همچنین به مناسب این توصیۀ مولوی که از عیسای روح خویش بیگاری نکشیم، گفت: روح انسان، اگر درگیر بیهودگی‌ها و بیگاری‌ها شود، از عهدۀ کارستان برنمی‌آید. هر چه روح را بیشتر درگیر جزئیات معیشتی کنیم، از توانایی‌های او کاسته‌ایم. عیسای روح، برای آن نیست که مشتی استخوان را زنده کند؛ برای آن است که ارتباط انسان را با عالم ارواح برقرار سازد.95/9/26
https://telegram.me/kanoonnevisandeganqom
Image00001
Image00002
Image00003
Image00004
Image00007
Image00008
Image00009
Image00009
Image00010

چشم گره‌گشا

Image00001


استاد رضا بابایی، جلسه هفتم شرح مثنوی را با توضیحی کوتاه دربارۀ نسبت طلب با معرفت آغاز کرد. به گفتۀ وی: برخی معرفت‌ها بدون طلب درونی حاصل نمی‌شود. ما می‌توانیم آن معرفت‌ها را از بیخ و بن منکر شویم و بگوییم اساسا چنین معرفت‌هایی بیماری ذهن و توهمات حواس گمراه ما است، اما اگر به هر دلیلی و از هر راهی، اعتقادی به پشت صحنۀ آفرینش داشتیم، راه شناخت آن جز طلب و شیفتگی نیست. برخی حقایق عالم هستی، ماهیتی دارند که علم به آنها هیچ اثری ندارد؛ یعنی شما چه آنها را بدانید و چه انکار کنید، تغییری در شخصیت شما نمی‌دهد؛ اما ارتباط ژرف درونی با آنها منشأ تحولات بنیادین در روح و روان شما است.
وی گفت: به عبارت دیگر تا وقتی که حالت ما نسبت به آنها ابژکتیو است، مانند اعتقاد ما به وجود شهری در قاره‌ای دور است که تأثیری در سطح یا ژرفای وجود ما ندارد. جهان غیب و پشت پردۀ هستی، این گونه است. صرف اعتقاد یا درگیری ذهنی با این بخش از جهان هستی، هیچ تأثیر معناداری در وجود ما نمی‌گذارد. یعنی نه سودی در اعتقاد به آن است و نه زیانی در انکار آن. شمس به مولانا آموخت که آنچه در سر است، سرسری است؛ اما آنچه با حقیقت انسان می‌آمیزد، او را دیگرگون می‌کند.
بابایی همچنین به مناسبت ابیات و داستان این هفتۀ مثنوی گفت: حکایت‌های مثنوی دو گونه است: برخی معرفتی و آموزشی است و برخی معنوی و انگیزشی. نوع اول، بر دانسته‌های ما می‌افزاید؛ اما نوع دوم، برای تصفیه و غبارروبی از ساحت روح انسان است؛ مانند ذکر و تلقین. داستان‌های انگیزشی، آنچه را که ما می‌دانیم، از سطح بیرون ذهن ما به سویدای قلب ما می‌کشاند و بیش از مغز با قلب و روح ما کار دارد. داستان دل‌انگیز شیخ احمد خضرویه که امروز می‌خوانیم، از این دست است.
ایشان سپس دربارۀ برخی انتقادها به کالبد این داستان گفت: در انتقاد از این داستان گفته‌اند ما به کدامین حجت و دلیل اخلاقی اجازه داریم که برای به رحم آوردن دل خدا، کودکی را بگریانیم؟ آیا شیخ احمد اجازه داشت کودک حلوافروش را بگریاند تا دیگ بخشایش الهی به خروش آید؟
بابایی گفت: این دست از انتقادها برخاسته از اذهان ناآشنا با سبک داستان‌گویی مثنوی است. مولوی به معنی واقعی کلمه به برخی پیامدهای منطقی برخی حکایت‌های خود بی‌توجه بود؛ اگرچه پاره‌ای از جزئیات را بسیار دقیق در نظر می‌گرفته است. نوع داستان‌پردازی مولوی در مثنوی، شبیه‌ترین شیوۀ سنتی به داستان مدرن است. از این جهت فاصلۀ زیادی میان مولوی با نظامی و عطار است. شاید تنها کسی را که بتوان در این مسئله با مولوی مقایسه کرد، فردوسی باشد.
بابایی دربارۀ داستان شیخ احمد خضرویه گفت: مولوی در این داستان صحنه‌ای را می‌آراید که ما در آن کارایی طلب را می‌بینیم. گریستن کودک حلوافروش، بالاخره گره را می‌گشاید و همه به مقصود خود می‌رسند. کودک به دینارش می‌رسد، طلب‌کاران طلب خود را می‌گیرند و شیخ نیز با خیالی آسوده به جهان دیگر می‌رود. در واقع می‌توان گفت: در منطق مولوی، افزون بر دست و دندان، گره‌ها را گاهی باید با چشم باز کرد؛ چشم گریان.
بابایی در ذیل برخی ابیات داستان، نکاتی را دربارۀ روحیۀ انسان‌های بزرگ در مواجهه با رویدادهای پیرامونشان گفت.
https://telegram.me/kanoonnevisandeganqom

Image00001
Image00002Image00003
Image00004
Image00005
Image00006Image00007
Image00008
Image00009
Image00010

عشق و برهان طلب


ششمین جلسه شرح مثنوی روز پنجشنبه چهارم آذرماه 95 در کانون نویسندگان قم، با توضيحي كوتاه دربارۀ «كاركرد معرفتي عشق» آغاز شد.

استاد رضا بابايي درباره اين كاركرد عشق گفت: عالم غيب، عالمي است كه هيچ يك‌ از منابع اداركي بشر به آن دست‌رس ندارد و ما نمي‌توانيم به آن، آگاهي تفصيلي يا نيمه‌تفصيلي بيابيم. غيب، متعلَق ايمان است، نه علوم و معارف بشري. با مركب‌هاي اين‌جهاني نمي‌‌توان اين راه را پيمود. با اين مركب‌ها و ادراك‌ها نهايتا مي‌توان تا ساحل درياي جهان غيب پيش رفت؛ نه بيشتر.

تا به دريا، مركب اسب و زين بود

بعد از آنت مركب چوبين بود

به همين دليل، ايمان به غيب، بدون ترس و لرز نيست؛ چون از راه دانش‌هاي متعارف و عادي به آن نمي‌رسيم. ايمان، تؤام با ترس و لرز است. اما اگر از هر راهي به غيب ايمان آورديم، نمي‌توانيم در برابر آن خنثا باشيم؛ چون ايمان به غيب، مانند ايمان به وجود شهري در قاره‌اي ديگر نيست كه پس از معرفت به آن، بتوانيم مانند قبل باشيم. ايمان به غيب، اگر واقعي باشد و فراتر از ذهنيات و قراردادهاي ايدئولژيك، انسان را شيفته و دگرگون مي‌كند. انسان نمي‌تواند در برابر آن، سرد و خاموش و افسرده باشد.

وی افزود: اين شيفتگي و عاشقي، هر چه بيشتر باشد، بر معرفت انسان نيز مي‌افزايد. عشقي كه عارفان از آن سخن مي‌گويند، اقتضاي طبيعي و ضروري ايمان به جهاني ديگر است. اين عشق، دست و پاي انسان براي سفر به جهاني است كه با هيچ مركب ديگري، ما را به آن راه نيست.

ایشان همچنين در شرح بيتي در مثنوي(راز جز با رازدان انباز نيست/ راز اندر گوش منكر راز نيست) گفت: راز چيزي نيست كه ما ندانيم و جزء مجهولات ما باشد. راز، چيزي است كه ما قبلا آن را مي‌ديديم و حتي دربارۀ آن گفت‌وگو مي‌كرديم اما در آن خيره نمي‌شديم و راز بودن او را درك نمي‌كرديم؛ مانند كليدي كه در گوشه‌اي افتاده است و ما آن را مي‌ديدم و مي‌شناختيم اما نمي‌دانستيم كه كدام در را مي‌توانيم با آن باز كنيم. بنابراين منكر راز، كسي نيست كه راز را نديده است؛ كسي است كه به «راز بودن راز» پي نبرده است.

وی در شرح داستان «باز و كمپير زن» گفت: مولوي مي‌خواهد به ما بگويد آنچه كسي را واجد معرفت مي‌كند، طلب و سوز دروني است، نه دانش‌هايي كه از بيرون به ذهن او راه يافته است. اگر كسي سزاوار معرفتي باشد و براي آن خود را به رنج و تعب بيندازد، آن را خواهد يافت؛ اگرچه نتواند به‌تفصيل دربارۀ آن سخن بگويد يا كتاب بنويسد. معرفت، مرغي است دست‌آموز كه صاحب خود را گم نمي‌كند. پس مانند آن شاهيني نيست كه از شاه گريخت و در خانۀ پيرزني افتاد.

دين، نه آن بازي است كو از شه گريخت

سوي آن كمپير زن، مي آرد بيخت

بابايي همچنين به مناسبت ابيات پاياني اين هفته، از برهان «طلب» سخن گفت كه به عقيدۀ او تقريري عرفاني از برهان سَنت آنسلم است. طبق اين برهان كه مولوي در چند بيت به آن اشاره كرده است، هيچ چيز نصيب انسان نخواهد شد مگر آنكه پيشتر طلب آن، گريبانش را گرفته باشد. چنانكه گرسنگي، نشانۀ وجود نان در خارج است و تشنگي بر وجود آب در جهان بيرون دلالت مي‌كند، نيازهاي معنوي انسان نيز نوعي دلالت بر وجود متعلَق اين نيازها است. همان‌طور كه برهان آنسلم(قديس مسيحي قرن يازدهم) از تعريف خدا به وجود خدا مي‌رسد، برهان طلب نيز بر وجود مطلوب دلالت دارد. به قول مولوي:

هر کراماتي که مي‌جويي بجان              

او نمودت تا طمع کردي در آن

اين برهان، يكي از راه‌هاي اثبات جاودانگي انسان است. به اين شرح كه طلب جاودانگي در انسان، بر وجود مطلوب(جاودانگي) دلالت دارد.

گر نخواهم داد خود ننمايمَش  
چونش کردم بَسته‌‌دل بگشايمَش

Image00001Image00002Image00003Image00004Image00005Image00006Image00007Image00008Image00009Image00010


شعر و عرفان، فلاسنگ معرفت

 
پنجمین جلسه شرح مثنوی، پنجشنبه 27 آبان در کانون نویسندگان قم برگزار شد.

استاد رضا بابایی در مقدمه گفت: دیوان شمس ادامه و تکمیل مثنوی است. مولوی در غزلیات، كمتر محافظه‌كاری كرده است و بسیاری از آنچه در مثنوی نگفته است، در دیوان غزلیات، به زبان پر ابهام و ایهام تغزل می‌گوید. غزل، حال و هوایی دارد که برای برخی معانی مناسب‌تر است و مشکلات کمتری هم برای گویندۀ آن می‌آفریند. زبان غزل، مستانه است و غزل‌‌گو حکم مست را دارد كه می‌گویند بر او حرجی نیست. مثنوی، مقدمه غزلیات شمس است و مرتبۀ معرفتی ما آنقدر نیست که بتوانیم با غزلیات مولوی، همان‌قدر انس داشته باشیم که با مثنوی داریم.

بابایی، سپس دربارۀ رابطۀ این‌همانی میان اندیشه و صاحب اندیشه گفت: بر مولوی خرده می‌گیرند که چرا گفته است: «ای برادر تو همان اندیشه‌ای...». می‌گویند: انسان، حقوق و ارزش‌هایی دارد که فراتر از اندیشۀ او است و به طور مستقل، واجد ارزش است. مثلا ممکن است کسی اندیشه‌ای بد داشته باشد اما خودش انسان خوبی باشد. این‌همانی اندیشه و صاحب اندیشه، منشأ بسیاری از حق‌کشی در تاریخ بوده است. اما این اشکال چندان بر مولانا وارد نیست؛ زیرا اقتضای شعر «موجبۀ کلیه» است. موجبه یا سالبۀ جزئیه بر زبان شاعر نمی‌خوابد. بنابراین مثلا وقتی شاعری می‌گوید که مردم چنین و چنان‌اند، منظورش این است که «برخی» از مردم چنین‌ و چنان‌اند. یا این سخن که انسان بیش از اندیشه‌اش نیست، خالی از مبالغه نیست.

وی افزود: در واقع، منظور این است که بخش مهمی از وجود انسان، اندیشه‌های او است؛ یعنی این بیت در واقع موجبۀ جزئیه است اما به اقتضای زبان شعر، در آن مبالغه شده است. این، خاصیت شعر است و زبان نیز در مثنوی، شاعرانه است. مولانا در مثنوی گفته است: «معنی اندر شعر، جز با خبط نیست/ چون فلاسنگ است و آن را ضبط نیست.» یعنی شعر، دورانداز است؛ اگرچه دقیق نیست؛ مانند فلاخن که سنگ را تا دوردست می‌اندازد؛ اما نشانه‌گیری آن دقیق نیست. شعر و عرفان این گونه است. شاید دقت‌های فلسفی و ریاضی در شعر و عرفان ممکن نباشد؛ اما زبان شعر و شامۀ عرفان قوی‌تر است.

بابایی در ادمه گفت: پاسخ دیگری که می‌توان به آن اشکال داد این است که رابطۀ این همانی میان اندیشه و صاحب اندیشه، این‌همانی ارزشی است، نه وجودی. ما می‌دانیم که ارزش انسان‌ها به اندازۀ اندیشۀ آنها است. به تعبیر روایات: لکل امرء ما نوی. اما مراعات حقوق و ضرورت مدارا با انسان‌ها به دلیل وجود آنان است، نه ارزش‌هایی که با خود حمل می‌کنند. اهل مدارا، به ارزش‌های اندیشگی انسان‌ها نگاه نمی‌کنند؛ اصل وجود آنان را برای داشتن حقوق برابر، کافی می‌دانند.

بابایی همچنین با اشاره به برخی ابیات این هفته که پیروی از پیر و مرشد را توصیه می‌کنند، گفت: در قدیم نظام سلوکی وجود داشت و فعال بود؛ مانند نظام آموزشی. همچنانکه دانش‌آموختگان، بخشیی از اعتبار خود را از نظام آموزشی می‌گرفتند، گروهی از اهل ریاضت و ذکر نیز از نظام سلوکی، خرقه می‌گرفتند و دیگران به آنان اعتماد می‌کردند. امروز هم اعتماد ما به صاحبان مدرک، به دلیل نظام آموزشی معتبری است که پشت این مدرک‌ها قرار دارند. در واقع ما به آن دستگاه آموزشی اعتماد می‌کنیم و کسی را واجد صلاحیت علمی می‌شماریم. نظام سلوکی نیز این امکان را به نوسفران می‌داد که پیران طریقت را بشناسند و دست ارادت به آنان بدهند. اما آن نظام سلوکی اکنون نیست. بنابراین نمی‌توان به هر کسی اعتماد کرد. همان موقع که سلوک و خرقه‌‌گیری از استاد، نظم و برنامه‌ای داشت، گروهی از متقلبان، جامۀ مرادی بر تن می‌کردند و جویندگان راه را به دام هوس‌های خود می‌انداختند؛ اکنون که ان نظام سلوکی فروپاشیده است، اعتماد به مدعیان، بسیار دشوارتر شده است. بنابراین، احتیاط آن است که به هیچ کس دست ارادت ندهیم و جای خالی پیر و مرشد را به عقل جمعی بدهیم.

بابایی به مناسبت برخی ابیات این هفته گفت: مولوی، نبوت را معاد این‌جهانی می‌دانست. می‌گفت در قیامت، صف‌ها از هم جدا می‌شود(وامتازو الیوم ایها المجرمون) و نبوت همین کار را پیش از قیامت در روی زمین می‌کند؛ زیرا با ظهور هر پیامبری، دو صف تشکیل می‌شد: صف موافقان و صف مخالفان. پیش از ظهور هر پیامبری، همۀ مردم به نظر یکسان می‌آمدند؛ اما دعوت پیامبر، گوهر انسان‌های حقیقت‌طلب را آشکار می‌کرد. در واقع هر فایده‌ای که برای قیامت در آن دنیا هست، برای نبوت در این دنیا هم هست .

زو قیامت را همی پرسیده‌اند

کی قیامت تا قیامت راه چند

با زبان جال می‌گفتی بسی

که ز محشر، حشر را پرسد کسی؟
در پایان جلسه، ابیات این هفته خوانده و شرح شد.Image00001Image00002Image00003Image00004Image00004Image00006Image00007

معنای خداپرستی در مثنوی

چهارمین جلسه شرح مثنوی، این هفته با مقدمه‌ای دربارۀ عشق در نزد عارفان شروع شد.
استاد رضا بابایی گفت: اهل معرفت، عشق را کامل‌ترین رابطه و بلکه تنها رابطۀ حقیقی میان دو موجود می‌دانند و هر نوع ارتباطی غیر از آن را مجازی می‌دانند؛ اگرچه رابطۀ مجازی نیز گاهی مُجزی است و رفع تکلیف می‌کند. مثلا رابطه انسان و خدا در فقه، رابطۀ عبد و مولی است. عبد، به تکالیفی عمل می‌کند و از همین رهگذر، از دایرۀ عصیان بیرون می‌آید و لایق پاداش می‌شود. این رابطه، مُجزی است؛ یعنی رفع تکلیف می‌کند، اما وجودی و به‌اصطلاح سابجکتیو نیست. به عقیدۀ عارفان، خداپرستی باید به مرحله‌ای از احساسات درونی انسان برسد که وقتی کسی می‌گوید من خداپرستم، مانند کسی باشد که می‌گوید من شادم. انسان شاد وقتی از شادی خود خبر می‌دهد، به‌واقع از حس حاکم بر وجودش سخن می‌گوید؛ اما آیا کسی که می‌گوید من خداپرستم، خدا را همان‌قدر احساس می‌کند که غم و شادی را حس می‌کند؟
ایشان گفت: عارفان به ما می‌آموزند که فقط معشوق است که بر وجود انسان حکومت می‌کند و خدا یا هر شخص یا شی‌ء دیگری، مادامی که به این جایگاه در احساسات انسان نرسد، وجودی مجازی در درون ما دارد و آثار آن نیز در حد قراردادهای مصنوعی است. به عبارت دیگر، خدا فقط برای عبادت و اطاعت نیست. خداپرستی، سطوح دیگری نیز دارد که متولی آن عرفان است.
بابایی همچنین در شرح حکایت «صوفی مهمان در خانقاه»، به شیوۀ سخنوری مولوی اشاره کرد و گفت: او طبیعی‌ترین روش را در گفت‌وگو با دیگران برگزیده بود. به همین دلیل، از ابراز احساسات طاری و اکنونی خود ابا نداشت. سپس در ذیل ابیاتِ «در زمین دیگران، خانه مکن...» به یکی از تفاوت‌های اخلاق و معنویت اشاره کرد و از آمیختگی آن دو در مثنوی سخن گفت. از مباحث دیگر این جلسه، موانع بسط سخن و بازگویی برخی مطالب در مثنوی بود. به گفتۀ بابایی، مولوی در مثنوی از دو گونه مانع برای اشاره به برخی ظرایف و لطایف عرفانی، سخن گفته است: بیرونی و درونی. موانع بیرونی، مخالفت‌ها و هیاهوی قشریون و ظاهرگرایان بود؛ اما دربارۀ موانع درونی او باید بیشتر اندیشید تا بدانیم او چرا این همه در مثنوی و غزلیات شمس، خودش را به سکوت و خاموشی دعوت می‌کند.
نیمه دوم جلسه، به شرح ابیات این هفته گذشت.

Image00001

Image00002

Image00003

Image00004
Image00005

Image00006

عشق، درمان خودپرستي است


در سومين جلسه شرح مثنوي کانون نویسندگان قم،استاد رضا بابايي نخست دربارة عشق در ادب عرفاني سخن گفت. به گفتة وي، در ادبيات فارسي دربارة هيچ چيز به اندازه عشق گفت‌وگو نشده است و حكمت اين همه اصرار بر عشق و عاشقي، فوايدي است كه پيشينيان ما در انواع عشق مي‌ديدند. اگرچه اكنون آتش آن نوع عشق‌ورزي خاموش شده است، اما همه انواع عاشقي، يك نقطة مشترك دارند و آن بيرون آوردن انسان از لاك خودپرستي و خودبيني است. در حكمت قديم، خودپرستي بزرگترين رذيلت و مصيبت انساني بود و عشق راهي براي رهايي از اين مصيبت عظما تلقي مي‌شد. بابايي به همين مناسبت غزلي از حافظ را خواند و برخي ابيات آن را شرح كرد.
در بخش دوم، بابايي نكاتي را درباره ابيات اين هفته جلسه گفت؛ از جمله اينكه انسان‌ها دوست مي‌دارند كه همه رازها را بگشايند و هيچ معمايي براي آنان باقي نماند؛ اما واقعيت اين است كه بسياري از رازهاي جهان، هميشه براي انسان ناگشوده باقي مي‌مانند. از سوي ديگر، گاهي ندانستن و نتوانستن به سود انسان است. از همين رو است كه خدا گاهي دعاي انسان‌ها را اجابت نمي‌كند و به قول مولوي: از كرم مي‌نشنود يزدان پاك.
بابايي به مناسيت داستان عيسي(ع) و همراه او كه از عيسي مي‌خواست اسم اعظم را به او بياموزد گفت: مولوي از زبان عيسي مي‌گويد: خدايا، چرا عده‌اي از انسان‌ها دائما مي‌كوشند كه ديگران را احيا و هدايت كنند، اما از خودشان غافلند؟
ایشان سپس افزود: رسالت عرفان اين است كه انسان‌ها را متوجه خودشان كند و كمال عرفان نيز در همين است. ممكن است عده‌اي اين رسالت را نوعي اجتماع‌گريزي و غلفت از جامعه بدانند اما بايد توجه داشت كه هر بخشي از دانش‌ها و مهارت‌هاي بشري، كارآيي خاصي دارد. كمال عرفان در اين نيست كه در همه امور دخالت كند و مثلا سياست را هم به رنگ خود درآورد. همچنان‌كه سياست عرفاني خطا است، عرفان سياسي هم خطا است. عرفان، رسالتي بر دوش دارد كه او را از دخالت در امور اجتماعي باز مي‌‌دارد. اين، نقص عرفان نيست؛ اين، قبول تقسيم كار است.
بابايي در دقايق پاياني جلسه به شرح ابيات اين هفته پرداخت.
95/8/13
Image00001
Image00002
Image00003






















Image00004
Image00005

Image00006

Image00007