خير دنيا و آخرت با دانش است و شرّ دنيا و آخرت با نادانى.                                                            طلب دانش بر هر مسلمانى واجب است. خداوند جويندگان دانش را دوست دارد.                                                          فضاى هر ظرفى در اثر محتواى خود تنگ‏تر مى‏شود مگر ظرف دانش كه با تحصيل علوم، فضاى آن بازتر مى‏گردد.                                                           زكات دانش، آموزش به كسانى كه شايسته آن‏اند و كوشش در عمل به آن است.                                                            بهترين علم آن است كه مفيد باشد.                                                            هر كس براى خدا دانش بياموزد و به آن عمل كند و به ديگران آموزش دهد، در ملكوت آسمانها به بزرگى ياد شود.                                                            و گويند: براى خدا آموخت و براى خدا عمل كرد و براى خدا آموزش داد.                                                           به راستى كه دانش، مايه حيات دل‏ها، روشن كننده ديدگان كور و نيروبخش بدن‏هاى ناتوان است.                                                                  از حقيقت ايمان اين است كه حق را بر باطل مقدم دارى، هر چند حق به ضرر تو و باطل به نفع تو باشد و نيز از حقيقت ايمان آن است كه گفتار تو از دانشت بيشتر نباشد.                                                                            آگاه باشيد كه دانش آينده، اخبار گذشته و درمان دردهايتان و نظم ميان شما در قرآن است.                                                                   انسان بلند مرتبه چون به فهم و دانايى رسد، متواضع مى شود.                                                                      علم گنج بزرگی است که با خرج کردن تمام نمی شود.                                                                      علم میراث گرانبهائی است و ادب لباس فاخر و زینتی است و فکر آئینه ای است صاف.

اخلاق ویرایش

tarighedarابوالفضل طریقه دار

براى موفقیت در هر علم وقتى باید شرایط آن را کسب کرد و راه و رسم آن را به درستى شناخت. ویراستارى نیز از جمله فنونِ مرتبط با چرخه پژوهش, نگارش و نشر است که انجام دادنِ صحیح آن به چهار شرط نیاز دارد: علمى, فنى ـ ذوقى, جسمى و اخلاقى.

با شرایط علمى و فنى براى ورود به کار آماده مى شود و با ذوق خود آن را طراوت مى بخشد, با شرایط جسمى, تاب و حوصله مستمرِ این شغل طاقت فرسا را پیدا مى کند و مى تواند به صورت حرفه اى و تمام وقت بدان مبادرت ورزد و با شرایط اخلاقى, موفقیت خود را کامل مى کند.
همه این شرایط, کامل کننده یکدیگرند و در صورتِ نبودِ یکى, دیگرى کم رنگ و بى اثر مى شود. شرایط علمى و فنیِ ویراستار را در فرصتى دیگر خواهیم گفت. اکنون شرایط اخلاقى را برمى شمریم.


1. وجدان کارى


برخى از نویسندگان نوشته هاى خود را پس از ویرایش نمى خوانند و یا اگر هم بخوانند در همه سطرها و صفحه ها دقت نمى کنند. بعضى از آن ها نیز در قید حیات نیستند و وارثانشان و یا متولیان نشر, به درستى در فضاى کار نیستند و به چند و چونِ موضوع آگاهى ندارند. بدین رو ویراستار را فردِ امینى مى شمارند که با دقت همه اثر را مطالعه و تصحیح مى کند. پس وجدان کارى ویراستار به او حکم مى کند که کار خود را با دقت به انجام رساند و از عجله, سهل انگارى و بى دقتى بپرهیزد. بعضى از کتاب هاى پر غلط که اکنون در بازار کتاب موجود است, نتیجه همین بى دقتى ها و فاصله گرفتن از وجدان علمى و اخلاق است.


2. انصاف


در هر شغل و رشته اى, انصاف پسندیده است. ویرایش نیز اکنون شغل مهمى شده که همه یا اکثر مؤسسه هاى پژوهشى و انتشاراتى به آن توجه کرده اند و در آن, تعرفه, قیمت گذارى و قراردادِ پولى و مالى مطرح است. دقت در کلمه یا صفحه شمارى, تعیین قیمت هاى منصفانه و ارائه کار متناسب با قیمت, امورى است که ویراستار باید به آنها توجه کند.
شک نیست که این انصاف, طرفینى است; یعنى ناشر یا مؤلفى هم که اثر خود را به ویراستار مى سپارد باید توجه کند که ویراستار ـ مخصوصاً ویراستاران اهل قلم و پژوهش ـ بنا به ضرورت هایى, علم و فن و هنر خود را در اختیار مؤلف مى گذارد و چونان مشاورى امین و دلسوز به ارائه بهتر و مطلوب تر کتاب, کمک مى کند, پس باید حق او را ادا کند.


3. تواضع


ویراستارى که به شکل حرفه اى امر ویرایش را دنبال مى کند باید توجه کند که به شغل و پیشه اى وارد شده که عموماً با انسان هاى فرهیخته و اهل فرهنگ رو به روست: مؤلف, بررسى کنندگان اثر, همکارانِ سازمان ویرایش, مسئولان پژوهشکده, مجموعه کارکنان نشر و خودِ ناشر, افرادى هستند که با تواضع و فروتنى علمى مى توان با آن ها ارتباط برقرار کرد. در این میان, رابطه نویسنده و ویراستار بسیار مهم است. دیده شده که در این خصوص, تنش ها و نزاع ها و دل خورى هایى به وجود آمده که ریشه آن ها در غرور و دور شدن از تواضع بوده است.
ویراستار ـ اگر اهل قلم و پژوهش نیز باشد ـ باید توجه کند که در هنگام ویرایش اثر, ویراستار آن کتاب است نه نویسنده آن. او نباید با نویسنده رقابت, یا از سرِ غرور و تکبر با او بحث کند. در هنگام طرح اشکال ها, شیوه بیان و برخورد ویراستار باید به گونه اى باشد که شائبه حسادت و سبک کردن مؤلف در آن نباشد.


4. قاطعیت


درست است که ویراستار نباید مغرور و متکبر باشد, ولى در عین حال نباید قاطعیت را از کف نهد. ویراستارى که از طرح دیدگاه هاى خود هراس دارد, نمى تواند کتاب را به درستى سامان بخشد.
باید توجه داشت که نحوه قاطعیت به خرج دادن در موقعیت ها و شرایط مختلف, فرق مى کند: گاهى که براى مؤسسه و سازمان ویرایشى و یا پژوهشى با شیوه نامه ویرایشى خاص ـ به ویژه در مسائل صورى و فنى ـ کار مى کنیم باید دستور العمل هاى آن ها را رعایت کنیم, و در برابر اصرار مؤلف براى اعمال نظرهاى شخصى, قاطعیت داشته باشیم. اما اگر کارى بیرون از سازمان و پژوهشکده باشد و مؤلف دیدگاه هاى خاصى در زمینه رسم الخط, نشانه هاى سجاوندى و یا مسائل دیگرى از این دست دارد, قاطعیت ما در عوض کردن نظرهاى او بى مورد است. البته مى توانیم دیدگاه هاى خود را به او منتقل کنیم ولى جاى اصرار نیست.


5. خوش قولى


نویسنده اى که موضوعى را براى نوشتن انتخاب مى کند و ناشرى که بر روى آن سرمایه گذارى مى کند, مسلماً زمانِ خاصى را براى طرح موضوع و یا برگشتِ سرمایه در نظر گرفته اند. بسیارى از کتاب ها, موضوعاتى دارند که در زمانِ خاصى مى توان به فروش آن ها اطمینان داشت, بدین رو مسئله زمان در نشر اهمیت مى یابد. مسلماً نویسنده و ناشر براى هر یک از مراحل مختلف نشر از ویرایش گرفته تا حروف چینى و غلط گیرى, صفحه بندى و سپس طراحى و فیلم و زینگ و چاپ, زمان خاصى در نظر گرفته اند. بنابراین ویراستار باید به زمان توجه کند و در هنگام تحویل گرفتن کتاب با بررسى دقیق, زمانِ تحویل دادنِ مشخصى را ـ با چند روز انعطاف ـ اعلام کند.
برخى ویراستاران به این انگیزه که مى خواهند اثرى را به جد و عالى ویرایش کنند, زمان تحویل دادن را چند ماه و گاهى چند سال به تأخیر مى اندازند! حال آن که اگر اثرى هر قدر هم عالى ویرایش شود, همین که دیرتر از زمان خود به بازار آید, کهنه شده و کار و سرمایه اى که براى آماده سازى و نشر آن صرف گردیده به هدر رفته است.


6. برخورد نیک


برخوردها با نویسنده هاى مختلف, فرق مى کند: با برخى از آن ها مطالبى را مى توان در میان گذاشت که با نویسنده هاى دیگر نمى توان. پس ویراستار باید به خلق و خویِ نویسندگان هم توجه کند و به گونه اى رفتار نماید که در آنان واکنش نامطلوب برنیانگیزد. ویراستار باید حریم ها را رعایت کند و حدود خود را بشناسد. این که اثرى را براى ویرایش به ویراستار سپرده اند معنایش این است که اشکال ها و خطاها را اصلاح کند و خلأها را گوشزد نماید, ولى نباید خطاها را به رخ نویسنده بکشد و دائماً ضعف هاى او را عمده نماید. جریحه دار ساختنِ عزت نفس صاحب اثر, امرى است که به روابط نویسنده و ویراستار لطمه مى زند و صمیمیت ها را از بین مى برد.
صاحبان قلم, در برابر کارهایى که ویراستار انجام داده و زحماتى که متحمل شده دو نوع برخورد دارند: برخى شاکرند و قدرِ زحماتى که بر روى کارشان انجام شده مى دانند اما بعضى مغرورند و حتى کارهاى خوب را مشکل مى پذیرند, وظیفه ویراستار آن است که از نرم خوییِ گروه اول سوءاستفاده نکند و با اخلاق گروه دوم, مدارا نماید.


7. حوصله


ویرایش, کار پر زحمتى است و ویراستار باید در کتاب ها, که به مثابه باغ ها و دشت هاى پر فراز و نشیبى هستند, به دفعات رفت و آمد کند و آن را براى دیدار خوانندگان و خوش منظره ساختن و چیدن محصول, آماده نماید. چنین کار پر مشقتى, مستلزم داشتن حوصله کافى است. دیده شده ویراستارانى با علم و دانش بالا و ذوق هنرى خوب, به سبب بى حوصلگى, ویرایش هاى ضعیفى را انجام داده اند و به تدریج چراغ ذوقشان, کم سو شده و سرانجام, دست از این کار کشیده اند.


8. فداکارى


انگیزه هاى ویراستاران از توجه به حرفه ویرایش مختلف است: برخى دغدغه معاش دارند, بعضى معاششان شغل دیگرى هم اداره مى شود, اما از سر علاقه به این کار مى پردازند و عده اى هم ترکیبى از علاقه و معاش است. این هر سه گروه, با (فداکارى) تلاش مى کنند که آثار مکتوب, با کیفیت بهتر به دست خوانندگان برسد.
این فداکارى در آن دسته از ویراستارانى که خود اهل قلم و پژوهش اند, بیشتر دیده مى شود. اینان به انگیزه بهسازى فضاى نشر و فرهنگ و علاقه فراوان به عرضه بهتر کتاب ها نیمى از کارهاى خود را وامى نهند و به کار ویرایش مشغول مى شوند. ویراستاران باید دسته اخیر را الگوى خود سازند و بدانند در راهى گام گذاشته اند که فداکارى مى طلبد, و گمنامى, اصل رایج و پذیرفته شده آن است. او باید نیک بداند دایه اى است که سهم مهمى در پرورش فرزندانى دارد که از آنِ شخص دیگرى است.


9. نظم و انضباط


هر کارى با نظم سامان مى گیرد و دوام مى یابد. در امر ویرایش نیز این صفت, ویراستار را موفق مى کند. او با انبوهى از برگه ها در قطع هاى کوچک و بزرگ, یادداشت هاى ریز و درشت, نوشت افزارها به اضافه کارهاى متفرقه ادارى و نیز امور مختلف منزل و درس و بحث بچه ها و شاید کارهاى پژوهشى خود و یا تدریس شخصى اش رو به رو است, آنچه او را در برابر این حجم انبوه کارها موفق مى کند, نظم است. گاه گم شدن یک یا چند برگه, روزها و هفته ها روند نشر یک اثر را متوقف مى کند.
در موارد متعدد دیده شده که به سبب همین بى نظمى و سهل انگارى, کتاب هایى از دست رفته اند و صورت ویرایش شده یک اثر, مفقود گشته و ضررهاى مادى و معنوى بسیارى به مؤلف و ناشر وارد آمده است.
انضباط در تنظیم وقت نیز بسیار مهم است. ویراستارانى که نظم زمانى ندارند و بدون توجه به زمان و توان خود, وعده مى دهند, به اعتبار خود لطمه مى زنند و چرخه نشر را نیز دچار کُندى مى کنند.

 

10. پرهیز از بخل و حسادت


این دو صفت در هرکس با هر شغل و پیشه اى باشد, مذموم است. در حرفه ویرایش نیز ویراستار نباید به علم و دانش مؤلف و نیز شهرتى که او پس از نشرِ آثارش با زحمات ویراستاران و گروه نشر, به دست آورده حسادت ورزد. ویراستار ـ خصوصاً اگر پژوهشگر و اهل قلم باشد ـ گاهى به خوبى حس مى کند که شهرت مؤلف مدیونِ طرح ها و پیشنهادها و نیز کارهایى است که او بر روى اثرش انجام داده, اما تنها ردّ پایى که از اوست, در شناسنامه کتاب است که نامش آمده و یا در پیش گفتار از او تقدیر شده است. از این رو گاهى, نفس او را برمى انگیزد که به نوعى مؤلف را در جایى با قلم یا زبانش کم اعتبار کند و همه زحماتش را به رخ بکشد و آزار برساند. این کار, اخلاقى نیست, چرا که خودِ ویراستار از ابتدا انجام دادن چنین کارهایى را پذیرفته و از کم و کیف کار مطلع بوده است.
از سوى دیگر, ویراستار نباید بخل بورزد و از مشورت دادن به مؤلف و ارائه پیشنهادهاى مؤثر و مطلوب, سر باز زند. اگر جلمه هاى قشنگ و عبارت هاى زیبا به ذهنش مى رسد یا منابع و کتاب هایى را مى شناسد, باید سخاوت مندانه در اختیار مؤلف قرار دهد. انگیزه این کار همانا ایجاد فضاى مناسب و جذّاب براى ارائه آموزه هاى دینى, علمى و فرهنگى است.


11. پرهیز از وسواس


وسواس نوعى بیمارى روانى است که برخى افراد در زمینه هاى گوناگون به آن مبتلا مى شوند. در عرصه پژوهش, ویرایش و نشر هم پاره اى ویراستاران, گرفتار آنند. مرورهاى چند باره جمله ها و واژه ها و عوض کردن شکل پانوشت ها و یا جابه جایى سجاوندى ها نشان از بیمارى وسواس است.
(ایزابل زیگلر) در کتاب هنر نویسندگى خلاق مى نویسد: (گوستاوفلوبر, تمام صبح را وقت صرف مى کرد که یک ویرگول را در جاى خود قرار دهد و تمام بعد از ظهر همان روز را صرف مى کرد تا آن را بردارد). این عمل, هرچند دقت فراوان نویسنده را نشان مى دهد حاکى از گرفتار شدن او به بیمارى وسواس نیز هست.
این بیمارى, ویراستار را به شدت رنج مى دهد و عملِ ویرایش را با کندى رو به رو مى سازد.


12. پرهیز از عمل سلیقه اى


سبک و ذوق مؤلفان و مترجمان, متفاوت است و همین تفاوت, میدان را براى بروز سلیقه ها باز مى کند. ویراستاران نیز در جنبه هاى صورى, نگارشى و ترجمه اى, سلیقه هاى گوناگون دارند. اما باید چاره اى اندیشید که این سلیقه ها به هرج و مرج و بى ضابطگى نکشد. براى این کار, توجه به نکته هاى زیر لازم است:
الف. هر مؤسسه پژوهشى و انتشاراتى براى خود, شیوه نامه صورى و فنى تهیه کند. با این شیوه نامه تعدّد سلیقه ها ـ لااقل در یک مؤسسه خاص ـ از بین مى رود و میان ویراستاران صورى/فنى وحدت رویّه به وجود مى آید.
ب. در زمینه نگارش و شیوه بیان, تعدّد سبک ها و سلیقه ها مذموم نیست بلکه پسندیده نیز هست و اساساً نمى توان در این عرصه, سبک واحدى را تحمیل کرد, منتها به این نکته باید توجه کرد که نویسندگان عموماً به ذوق خود متکى اند و در هنگام نگارش به قواعد دستورى, توجه دقیق ندارند, پس وظیفه ویراستار است که در عینِ حفظ سبک, غلط هاى دستورى و نگارشى را اصلاح کند.
این قواعد در کتاب هاى (دستور زبان) و نیز برخى از کتاب هاى معتبر, که غلط هاى مشهور را باز نمایانده اند, جمع آورى شده است. اجماع ویراستاران یک مؤسسه بر معتبرترین این کتاب ها, سلیقه هایشان را به هم نزدیک و از پراکندگى جلوگیرى مى کند.

آیینه پژوهش 1383 شماره 86